خرید بک لینک
نگارنده: فرجاد مهربانیان

قرار روایتهای بازماندۀ پیشاتاریخی و تاریخی، در درازنای زمان و در فرایند تحولات و دیگردیسیهای ژرف و عمیقی که در قلمرو زیستی ما اتفاق افتاده است، 1؛ یکی از نقاط کلیدی، استراتیژیک، سیاسی ـ اجتماعی، فرهنگی و پایگاه مقاومت و بدخشانیان؛ مردم مبارز، بااراده، مدیر و مدبر، دلاور، ارزشگرا، قانونپسند و باورمند به ارزشهای مردمی، آیینی و اجتماعی تعریف شدهاند. از این رهگذر، جایگاه و مقاومت بهدوشی، استواری، صداقت و راستکاری بدخشانیان، در هیچ دورهیی از تاریخ و تحولات و تطورات تاریخی، برهیچ چشمِ بینا و گوش و دل شنوا، 1 و پوشیده نبوده و نیست.

در ادوار و تطورات اساطیری ـ تاریخی، مقاومت مردم بدخشان در برابر تهاجم بنیادبرکن و خانمان سوز چنگیزیان، مهارت و مدیریت میران و میریاربیک بدخشی در دشوارترین شرایط که عین کارکرد «اتابکان فارس» را در برابر هجوم فرهنگسوزانۀ مغول در ذهن تداعی میکند، استقامت و پایمردی بدخشانیان در دورۀ جهاد برحق مردم افغانستان که از اعماق دلهای پاک و منزۀ آنها سرچشمه گرفته بود و احساس و سرشت مقدس و میهندوستانهشان را بهنمایش میگذاشت و مقاومتمندی بدخشانیان در دورۀ طالبان؛ مولفههاییاند که بدخشان و بدخشانیان را در جایگاه ویژه قرار داده است و توجه کشورهای همسایه، بهویژه پاکستان و گروههای تروریست و دهشتافگند را بهخود جلب کرده است.

گذشته از این، از نگاه فرهنگباوری و فرهنگپروری؛ فرهنگدوستی، ادب ـ اخلاقگرایی و حرمتگذاری، در گذشتههای دور و نزدیک، بدخشانیان صدرنشین استانهای افغانستان بوده است. این که در دورههای پسین، بهعنوان انگشت ششم، مورد بیمِهری ارباب قدرت و دولت مرکزی قرار گرفته است ـ بهویژه در دورۀ کرزیی و اکنون ـ برهانهایی دارد که این نبشته به دبنال یافتن پاسخها و برهانهایی برای آن است. بهروایت تحلیلها و نگرههای ارزشمندی که در پیوند بهداغ شدن قضیه جنگ و 1 در بدخشان بهجامانده است، در بدامنی و بحرانی شدن بدخشان، نه تنها دست کشورهای بیرونی مثل پاکستان و عربستان صعودی و دولت کابل در امر انتقال جنگ بهشال دخیلند که برخی از بزرگان دیگر نیز که هنوز هم از سادگی و صداقت بدخشانیها بهره میبرند، از بدخشانی که سرشار از معادن دستنخورده است، چون «گاو شیری» خانوادگی بهره میبرند و این گروه نیز، زیر نام بزرگ و رهبر و فلان و...، دستهایشان تا آرنج در خون بدخشانیان اندر است و چون کلاغهای پیر و بیمنقار، بالای لاش بدخشان خوابیدهاند.  

پاسخیابی بهپرسشهایی که بدخشان را بهخانۀ آرام برای تروریست و خانۀ ترور و دهشت برای بدخشانیان ساخته است، در عین سادگی، کار دشوار و توانفرسا است. برخیها که بهگونههای رنگارنگ، در ناامنی و وضعیت رقتبار بدخشان، سهیمند، برای بدخشان و بدخشانیان دادخواهی میکند، آدم حیران میماند که با کدام طرف کنار بیاید و از کی حق بخواهد؛ با آنهم پرسشهایی چون:

چرا بدخشان با  این همه تاریخ و فرهنگ درخشان و پرمایهیی که دارد، مورد بیمهری و عدم توجه دولت کابل قرار گرفته است؟ چرا بدخشان، بهسادگی تمام لانۀ آرام و راحت افراطیت شد؟ چرا گروههای افراطیمشرب و ویرانگر فرهنگ و تاریخ، همواره تلاششان بر این بوده است که بدخشان را پایگاه افراطیت بسازند؟ چرا در دورۀ پر فراز و نشیب مقاومت که دشوارترین  دورۀ تاریخی این سرزمین بود، طلبان و گروههای هماندیشۀ آنها نتوانستند بهبدخشان راه پیدا کنند؟ آیا دولت مرکزی و ارباب قدرت و ارگنشین از این قضایا بیخبرند یا اینکه آگاهاند و مُهر سکوت بر لبزدهاند و از بدامنی، فقیری، بیبضاعتی، دربهدری و... مردم بدخشان لذت میبرند؟ و هزارها پرسش دیگری که از چندین سال بدین سو مطرح شده است و تااکنون در هالهیی از ابهام و بیپاسخی خفته است.

همانگونه که بهگونهیی  در آغاز بیان شد، گذشته از عمق توجه کشورهای دخیل در امور بدامنی افغانستان و کشاندن پروژۀ جنگ بهمرزهای روسیه و چین و پیاده کردن استراتیژی درازمدتشان در منطقه یا بهسخن مشهور، «آب گِلآلود کردن و ماهی گرفتن»، در درازنای تاریخ مبارزات سیاسی ـ اجتماعی، برای کشوری چون پاکستان ثابت شد که شمال افغانستان، بهویژه استانهای شمالشرق، در پهلوی اینکه دارای نقاط استراتیژیک و دشوارگذار نظامیاند و دشمن نمیتواند بهسادگی از قلههای مرتفیع آن عبور کند و بهاهداف خود دست یابد، مردمان استوار، بااراده و مستحکم در بطن و متن استانهای شمال افغانستان پرورش یافتهاند که تا پای جان از سرزمین، مال، ناموس و جان خویش دفاع میکنند. این نکته از هرنگاه و زاویۀ دید، طرف توجه کشورهای تمویل کنندۀ گروههای افراطیآیین قرار گرفته است. از جانب دیگر، فرهنگباوری و فرهنگدوستی مردمان شمال، بهخصوص بدخشان، یکی از هزار رویکرد و مولفهیی است که شمال و شمالشرق افغانستان را در محراق توجه گروههای ضدفرهنگ بشری، فعالیتهای انسانی و... قرار داده است. بنابراین، گروههای مزدور و افراطیباور با اربابشان تلاش میکنند با جابازکردن در میان مردمان بومی، ذهنیتسازی نمایند. در حقیقت، لانهسازی گروههای افراطی در ساحۀ شمال افغانستان، زخم ناسوری است که بر پیکرۀ مقاومت چندین سالۀ مردمان مبارز این خطۀ آرمانگرا میخکوب شده است.

از این چشمانداز، وقتی متوجه شدهاند که از راه ترفند و غدعه و نیرنگ، ستمهای گوناگون، انتحار و ترور، دهشت و وحشت و جنگهای سنگر بهسنگری نمیتوانند قفل مقاومت مردمان غیور و دلیر این کهن بوم و بر گشنبیخ را بگشایند و باورهای آیینی و فرهنگی ـ تاریخی آنها را آسیبپذیر بسازند و در مقابل پامیریان و البرزیان و هندوکشیان  پیروز شوند، میخواهند چون کرمهایی که در داخل چوب خانه میکنند، با لانهسازی در داخل و تزریق اندیشههای مخرب و افراطی در تار و پود مردمان بومی این مرز و بوم، مخصوصا نسل جوان و قشر دانشآموز و تغییر اذهان عامه، در دل مردم جابازکنند و از  این روش بهرهگیریهای سیاسی و ابزاریک نمایند.

از طرف دیگر، برای کشورهای مداخلهگر که برخی از آنها تا چندی پیش از جانب دولت کابل، بهویژه رییس جمهور اسبق کشور، «برادر» و «دوست» تعریف میشدند، تجربه شد که کل افغانستان یکطرف است و مزار و بغلان و تخار و کندز و بدخشان و پنجشیر یکطرف. انقلابهای چریکی دورۀ  جهاد و مقامت آفتابی کرد که چند استان محدود شمال و شمالشرق که دارای مردمان بااراده، استوار و چریکهای کاریزماتیک است، میتوانند سد محکمی در برابر مهاجمان و مداخلهگران باشند. از اینرو، عمق توجه و استراتیژیکشان را بهشمال ساخته و میخواهند با لانهسازیهای اساسی و بنیادین در شمال، بهویژه بغلان و تخار و بدخشان که روزگاری خانه و پایگاه اساسی و شکستناپذیر مقاومت بودند، بهپایگاه و محل جنگ و نزاع افراطیها و گروههای تندرو بدل شود. اکنون که مزار و پنجشیر دارای مدیران مدبر و کارکشته و با ارادهاند و گروههای تندرو ـ از هر گروهی ـ نمیتوانند این دو ولایت را هدف پایگاهسازی خود قرار دهند، بغلان و کهندز و تخار و بدخشان طرف توجهشان قرار گرفته است. اگر پروژۀ پایگاهسازی در استانهای مذکور موفق از آب درآید، دیگر باید دست امید از زندگی در شمال و شمالشرق شست و پس از آن، «وزیرستان دومی» تعریفش کرد.  

 این نگرش امروز و دیروزی نیست، پلان و پالیسی کشورهای اسراتیژیستی چون پاکستان(دشمن شمال و شمالشرق افغانستان)، عربستان صعودی (بت تفرقهافگن مذهبی) و آمریکا و انگلستان(هیولای بنیادبرکن فرهنگ و تمدن اسلامی و شیاطین بدنما ساختن اسلام و دشمنان نظامی ـ سیاسی روسیه و چنین) که میخواهند از طریق غلامان زرخرید خویش، برنامهها و استرایژیهای درازمدتشان را سر و سامان دهند و بهعمق استرایژیهای اندیشهیی خود نایل آیند. اندر این میان، تنها مردم ملکی و فقیر و بیبضاعت افغانستان و بیشتر شمال افغانستان است که در آتش افروختۀ کفتارها میسوزند و بس.

همینگونه چشمپوشی و سهلانگاری دولت مرکزی و طرفه رفتنش از زیربار چنین قضایا و حاتمبخشی یکی از اعضای کابینه دولت در «دند غوری»؛ مینمایانند که دولت کابل نیز، نه تنها که هیچگونۀ اقدام عملی و پذیرفته شده در مورد وضعیت بحرانی شمال انجام نداده است، بل که در امر انتقال استرایژی جنگ از جنوب بهشمال، بهعنوان یکنظارهگر و بینندۀ خوب، پروژۀ جنگ را بهوجه احسن مدیریت و رهبری نیز کرده است. بنابراین، جنوبیان، بهویژه اهل ثروت و قدرت آن، باید و باید سپاسگزار خان بزرگشان، آقای کرزی باشند که طراح و مهندس اصلی انتقال استرایژی جنگ از جنوب بهشمال وی بود و یگانه دوستآورد فرمانروایی سیزدهسالهاش برای کشور دوست و برادرش، پاکستان، تغییر موقعیت جنگ و انتقال آن بهخانۀ مقاومت است.

تماشاچیان فوتبال سیاسی افغانستان که اذان رهبری از سربام مردمان سرنوشتسیاه سر میدهند و سالها میشود بهنام «وحدت ملی» و... آب صبر مینوشند و وقتی در پیششان باشی، از عقل و فلسفۀ بزرگمهر، خرد افلاتون و ابن سینا، فرماندهی چهگوارا، رهبری گاندی، انقلا کبیر فرانسه و سیاستگری نمیدانم این و آن سخن میگویند و میخواهند خود را عقل عالم و هستی جلوه دهند، باید بدانند که بزرگی و رهبر مردم شدن، در خلاقیت و مبتکر بودن، کاردانی و کارآفرینی، از خودگذری، ایثار، بخشش، فداکاری، دانایی توام با فروتنی و... است نه در زراندوزی و استفاده و بهرهگیریهای احساساتی و عاطفی از مردم و ابزار ساختن آیین و فرهنگ و تاریخ و ارزشهای آیینی ـ ملی. برخی از بزرگان ما که آب زمزم از کیسۀ خلیفه مینوشند، جز بهرهگیرهای سیاسی ـ اجتماعی از احساس پاک نسل تشنۀ صلح و ثابت، کار و بار دیگر ندارند و این نسل بیشعور و نادان نیز، از چنین آدمها، بتهای ذهنی ساختهاند و تا سرحد معبودی آنها را پرستش میکنند. نسل آگاه و  دانان سرزمین ما، بهخصوص نسل دانشگاهی و دانشآموخته دست دانایی بر سینۀ خویش میکوبد، باید رسالت و مسوولیت  انسانی و ایمانی خویش را بهوجه احسن انجام بدهند و نگذارند که پس از این، بهسرنوشت خود و مردمشان بازیهای سیاسی شود.

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 ارديبهشت 1401 ساعت: 2:10

صفحه بندی