این مطلب راهنمایی برای آشنایی بیشتر با قضیۀ افشار و مُهرمظلومیتی که بر جبین آن میزنند! است. تاریخ، آیینه تمامنمای تمام رویدادهای دورههای گذشته بهنسلهای پسین است. تاریخ است که خوبیها، بدیها، جنایتها و نیکوسرشتیها، حاتمبخشیها، زجرکشیها، بیگناهیها و...

تاریخ، آیینه تمامنمای تمام رویدادهای دورههای گذشته بهنسلهای پسین است. تاریخ است که خوبیها، بدیها، جنایتها و نیکوسرشتیها، حاتمبخشیها، زجرکشیها، بیگناهیها و گنهکاریهای ملتها و تمدنها را در بطن خود دارد و آن را بهنسلهای بعدی انتقال میدهد. داوری تاریخ، داوری برحق و مسلم است دربارۀ رویدادهای یکسرزمین، یکجامعه و یکملت. از جانب دیگر، در بیان کردمان جنگ و درگیریهای سیاسی ـ اجتماعی یکجامعه و یکملت، هیچکس گناهکار و هیچکس منزه نیست، بنابراین، باید در چنین مواردی، در مقابل هیچ شخصی یا شخصیتی، داوری سیاه و یکجانبه نکنیم و تباهکاری تاریخی یکدورۀ سیاه را بهدوش یکی دو آدم بیندازیم.
در تاریخ معاصر افغانستان، بهویژه در تاریخ پنجدهۀ پسین و بازیهای ایدیوژیگرایانۀ پسین، بههمان اندازه که یکسری چهرههای شاخص و برخسته کوتاهاند و مسوولیتمند، بههمان اندازه بیتقصیرند و بیگنه. چون ذات و گوهر جنگ با کشتار و خونریزی گره خورده است و از کنار هیچ جنگی، بهخصوص جنگهای درونمیهنی که بار معنایی قومی ـ قبیله، آیینی ـ مذهبی و آرمانی ـ اندیشهیی داشته باشند، نمیتوان بهسادگی گذشت. داوری و قضاوت عادلانه در مورد رویدادهای پسین افغانستان، بههمان اندازه که سادهاند و روشن، بههمان اندازه دشوارند و تاریک. طرفشدن بایکگروه و انداختن برفِ بام خویش روی بام دیگران، نه در منطق و خرد و علاقیت قرن بیستویکمی قرار دارد و نه هم برای اهل معارف و گروههای آگاه و دانا و بامعرفت یکجامعه، قابل قبول و پذیرفتنی.
پیگیری آخرین تغییرات میتواند دید بهتری نسبت به این موضوع ایجاد کند.
نوع نگاه و زاویۀ دید گروهی از آدمهای این سرزمین نسبت بهرویدادها و جنایتهای جنگی پسین که بهنحوی از انجا، همۀ گروهها در برابر آن مسوول و مقصرند، مغرضانه و یکجانبه است و میخواهند با منزه و مقدس جلوهدادن یکطرف و چشمپوشی از اعمال وحشیانهیی آن و متهم کردن گروههای دیگر، بهویژه در بخش جنگیهای تنظمی گروههای جهادی در کابل که منجر بهویرانی بیش از حد کابل و تباهی کابلیان شد، هنوز هم میخواهند مالیهگیری کنند.
قضیۀ افشار که گروهی از برادران، از آن بهعنوان زمین مزروعۀ پدری خویش بهره میبرند، یکی از چنین قضایا است. بطن و متن تاریخ افغانستان پر است از این گونه قضایا؛ اما در چند سال پسین، بهخصوص در دوسال پسین، گروهی از آدمهای درسخوانده و دانشگاه رفتۀ ما روزگار زیستی ما که متعلق به ایدیولوژی، آرمان و عقیدۀ دیگرند، میخواهند بامنزه جلوهدادن همباوران خود و گنهکار پنداری دیگران در قضیۀ افشار، پای چند آدم دیگر را بهمیدان بکشند و از خاکستر فروخفتۀ جنگهای تنظیمی و بهطور اخذ، قضیۀ افشار تنور داغ بسازند و نان آرزومندی بپزند. بهعنوان نمونه گردانندگان «جمهوری سکوت» سهم عمیق در داغ نگهداشتن قضیۀ افشار و قضایای دیگری چون افشار دارند. بارها و بارها متنهای مغرضانه و تفرقهافگن از نشانی این تارنما بهخورد مردم داده شده است. در جهانبینی و نگاه ارباب «جمهوری سکوت» که به احتمال قوی، ریشه در بیشۀ ارگیان دارد و از همان آبشخور، آب میخورد، به استثنای همگروهان و همباوران خودشان، همه جنایتکارند و مقصیر. حال آنکه اگر تاریخ افغانستان بهدرستی مطالعه شود و رویدادهای پسین افغانستان، زیر ذرهبین خرد و عقلانیت و معرفتشناسی امروزین، تعریف و تفسیر شوند، پیامد برعکس خواهد شد و دانسته خواهد آمد که عامل بیشتر ویرانیها، انسانیتکشیها، ظلم و جباریتها کدام گروه بوده است و کهها بیش از حد ظلم و ستم روا داشتهاند. ولی رویداد مظلوم در جهانبینی گروهی از آدمهای این سرزمین، رویداد افشار است و میخواهند بامیخکوب کردن مُهر مظلومیت بر جبین آن، بهرهگیری سیاسی کنند؛ حال آنکه همۀ مردم افغانستان، مُهر مظلومیت برجبین دارند و از جنگیهای تظیمی در کابل، بهنفرت یاد میکنند.
جزئیات بیشتری درباره قضیۀ افشار و مُهرمظلومیتی که بر جبین آن میزنند! در آینده منتشر خواهد شد.
این مطلب به بررسی آخرین اطلاعات منتشر شده درباره قضیۀ افشار و مُهرمظلومیتی که بر جبین آن میزنند! میپردازد.
آخرین اطلاعات منتشر شده در همین صفحه بهروزرسانی خواهد شد.
این موضوع در روزهای اخیر مورد توجه رسانهها و مخاطبان قرار گرفته است.
برچسب:
نویسنده: آیلین اکبریپور